تبليغاتX
عشق و عاشقی
به نظر شما عشق یعنی چی...؟

تقدیم به سارا جان.!

مرتبط با :


غربتغربت  غربت

دوستت دارم سارا جان


نوشته شده توسط : رسول ساعت:?17:29تاريخ ارسال :جمعه شانزدهم شهریور 1386


غریبه

مرتبط با :


قلبم لرزید

این صدای کدامین غریبه است

که ذره ذره پیکرم با او

حدیثی اشنا دارد

غنچه ای شکفت ، شبنمی چکید

اسمانی خندید

در همین نزدیکی قلبی تند می زد

صدایی گفته بود

دوستت دارم

نیازت چیست

سر بر شانه ام بگذار دستانم چه بیقرارند

من با نوازش گیسوان مصمم توست

که از کابوسهای عمیق بیداری

می گریزم


نوشته شده توسط : رسول ساعت:?17:25تاريخ ارسال :جمعه شانزدهم شهریور 1386


مرتبط با :


نماز عشق

روزه گرفته ام من افطارم اون لباته

باور کن این دل من مستوجب نگاته

برات چله میشینم تا بدونی عاشقم

برای داشتن تو باور کنی لایقم

نماز عشق می خونم واسه شکفتن تو

نذر و ادا می کنم تو هر عید سال نو

زیارت کعبه رو من میرم ومی خونم

زائر چشمای تو من تا ابد می مونم

ذکات داشتنت رو من که ادا می کنم

بعد رسیدن به تو شکر خدا می کنم


نوشته شده توسط : رسول ساعت:?17:23تاريخ ارسال :جمعه شانزدهم شهریور 1386


تو هستی..........

مرتبط با :


تو هستی

تو هستی

که من هنوز می توانم

لحظه ها را نفس بکشم

توهستی که من هنوز قادرم به پای ایستم

راه بروم

تبسم ترا لمس می کنم

وقتی که نورشفاف می شود

تاریکی را درک می کنم وقتی که تو سایه ایی خنک

از شانه هایت سنگینی احساس مرا بر می داری

به شاخه ای می اویزی

نگاهم را به تماشای تو تحریک می کنم

می دانم تابستان تمام خواهد شد

کاسه تشنگی ام را سریک کوچه تنهای دور

برزمین خواهم زد

می دانم دور نیست روزی که با تو

در یک روز زندگی کنم

با تنها افتابی که ما را به هم نزدیک کرده است


نوشته شده توسط : رسول ساعت:?17:22تاريخ ارسال :جمعه شانزدهم شهریور 1386


ميدوني سخت ترين روز چه روزيه ؟؟؟

مرتبط با :


ميدوني سخت ترين روز چه روزيه ؟؟؟ روزي كه قلبهايي كه در كنار هم براي هم مي تپيدن از هم جدا بشن .دلهايي كه محرم هم بودن محرم دل كس ديگري بشن

         


نوشته شده توسط : رسول ساعت:?21:32تاريخ ارسال :پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386


روزی قلب شیرین خواهد گرفت ..

مرتبط با :


روزی قلب شیرین خواهد گرفت

با تو هستم فرهاد

تیشه ی بیهوده براین کوه مزن

که دگرشیرینی دیده اش گرم تمنای تو نیست

و صدای زدن تیشه ی تو قلب بی ارزش من رابه تپش باز نخواهد اورد

درزمستان بلندی که گذشت

قلب من درقفس حبسم

قدمی مانده به دیوار عدالت پژمردو به قانون طبیعت خندید

قلب من طوری مرد که دگر ان نفس گرم تو

هرگز نتوانست مرا زنده کند

شاید از روز ازل

از همون روز که خداوند بزرگ

از دم خود به بشر عشق دمید

من به بازی پی دیدارشیاطین بودم

ویقین دران روز

اولین کسی که  خداوند به او عشق دمید

تو ی مجنون صفت و عاشق شیدا بودی

که چنین سخت وسمج به درخانه ی دل می کوبی

با تو هستم فرهاد

مشت بیهوده براین خانه مزن

که فرو ریخته این میکده از باد خزان

برو انجا که به تو

باد ه ی عشق بشارت بدهند

و تو سیراب زجام می رنگین گردی

و دران جم بگرد

قلب مرا دریاب

که به دوراز قفس جسم

چه خوش میل تپیدن دارد

و به من باز رسانش

تا توانم به تو گویم که

دوستت دارم


نوشته شده توسط : رسول ساعت:?21:31تاريخ ارسال :پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386


حس غریب

مرتبط با :


حس غریب عاشقی تو دل من مرده دیگه

 

سایه انتظار تو قلبمو پژمرده دیگه

 

یار قدیم ، یار جدید دیگه برام فرق نداره

 

نمی خوام که چشمای من به پای عشقی بباره

 

خدا فقط تو میدونی کسی منو نمی خوادش

 

دستای رحمت تو کو روی چشام باز بزارش

 

اینو می گم به اونا که لاف رفاقت می زنن

 

پشت منو خنجرشون لاف سخاوت می زنن

 

راه دلم بسته شده دلم کسی رو نمی خواد

 

سرد دیگه دستای من کسی که پیشش نمی یاد

 

ترسم اینه اگه بگم کسی منو دوست نداره

 

خدا باهام قهر بکنه اسم منو باز نیاره

 


نوشته شده توسط : رسول ساعت:?21:22تاريخ ارسال :پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386


تقدیم به ....

مرتبط با :


 

تقدیم به سارا جان خودم


نوشته شده توسط : رسول ساعت:?21:21تاريخ ارسال :پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386


فرشته، حیوان و انسان در تضاد یا تشابه...

مرتبط با :


 خداوند به فرشتگان عقل داد، بدون شهوت.                    

حيوانات را شهوت داد، بدون عقل و                              

انسان را شهوت داد با عقل ؛                                      

هر انساني که عقلش به شهوتش غلبه کند                            

از فرشتگان بهتر است و هر انساني                                

که شهوتش بر عقلش غلبه کند بدتر از حيوان است .


نوشته شده توسط : رسول ساعت:?21:17تاريخ ارسال :پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386


تو رو خدا ..؟؟؟

مرتبط با :


تو رو خدا صـدام نکن خوابتو داشتم مي ديــدم

اطلسي هاي عاشقــو از گـل لبهـــات مي چيدم


تو رو خدا صدام نـکن تو خواب تومهربون تري
دست منو مي گيري و با خود به ابرها مي بري


هزار تا آسمون واسـم ستاره ها رو مي شماري
ماهو مياري رو زمين جاش منو اونجا مي ذاري


چقد تو پاک و مهربون تو خواب من پا مي ذاري
بيدار مي شم تو مي ري و باز منو تنها مي ذاري


تو رو خـدا به جـون من خوابمو از چشام نگير
تو جون بخواه منم مي دم ، خوابمو از چشام نگير


تو رو خدا صـدام نکن خوابتو داشتم مي ديدم
اطلسي هاي عاشقــو از گل لبهــات مي چيدم


نوشته شده توسط : رسول ساعت:?20:53تاريخ ارسال :پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386


عشق یعنی ....!!!

مرتبط با :


 

عشق یعنی مستی و دیوتنگی عشق یعنی با جهان بیگانگی

 

عشق یعنی شب نخفتن تا سحر عشق یعنی سجده ها با چشم تر

 

عشق یعنی سر به دار اویختن عشق یعنی اشک حسرت ریختن

 

عشق یعنی در جهان رسوا شدن عشق یعنی مست و بی پروا شدن

 

عشق یعنی دیده بر در دوختن عشق یعنی در فراقش سوختن

 

عشق یعنی شعله بر خرمن زدن عشق یعنی رسم دل بر هم زدن

 


نوشته شده توسط : رسول ساعت:?20:51تاريخ ارسال :پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386


حرفی ندارم مواظب به خودش باش...!!!

مرتبط با :


حرفی دیگه ندارم! مواظب خودت باش!

عزیز موندگارم! مواظب خودت باش!

تا ته ِ راه ِرویا، مواظب خودت باش!

از اینجا تا معما ، مواظب خودت باش!

دنیا خیلی قشنگه ، با همه بدی هاش!

آینده مال ِتوئه! مواظب خودت باش!

یادت باشه که اینجا دلی برات میزنه!

یادت باشه که بی تو غم تو نگاهه منه!

یادت باشه که چشمام به جاده خیره مونده!

یادت باشه رفتنت دل من سوزونده!

دونه دونه اشک من بدرقه راهته!

اینُ بدون که قلبم همیشه همراهته!

مواظب ِخودت باش گل ِعزیز ِشب بو!

بپا یه وقت گم نشی ، تو شهر پر هیاهو!

برو سفر سلامت ! برو گل ِسپیدم!

از تو همیشه گفتم ! از تو به خود رسیدم!

برو سفر سلامت ! برو برو از این جا!

وعده ی ما خواب ِعشق! قرار ما به رویا!

مواظب ِخودت باش اون ورِ مرزِ دیدار!

برو عزیزترینم! برو! خدا نگهدار! 

 

 

و تو هم بدون خداحافظی رفتی

 

تا من در گریه های کودکانه ام بازهم خیس خیس شوم

 


نوشته شده توسط : رسول ساعت:?21:31تاريخ ارسال :چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386


...ناله ...

مرتبط با :


 ...ناله ...

  

يه روز تنها باشي بهت مي گم هر چي غمه

توي روياهام بري بغضش صداتو مي شكنه

 وقتي چشمات وا مي شه يه درياي نور مي بينم

از صداي ناز تو سبد سبد گل مي چينم

 تو برام يه رويايي از اون قديماي قديم

دو چشات شمعه برام درسته كه خيلي بديم

 اما خواب بر من حرومه تا نگاتو نكشم 

تا نگم دوست دارم بدون كه آروم نمي شم

 شايد خندت بگيره به  هر چي حرفه تو دلم

خنده هاتو دوست دارم بخند ... خوشكلم

 شايد تو چشاي من عاشقي رو نمي خوني

شايد اين نگاهامو خيلي ازت دور مي دوني

 اما يك حقيقته كه قلبشو آتيش زده

اينقدر دوست داره كه قفل رو عشق خويش زده

 مي دونه تو تنهاييش تنها خودش گرفتاره

نمي خواد يه زندگي كه قلبتو درد بياره

 همه اميدشه شبا تو رو خواب ببينه

تصوير قشنگتو توي روياهاش قاب بگيره

 اين روزا حالش خرابه چون تو رو كم مي بينه

اگه افسرده شده بدون دليلش همينه

 يه روزي تنها باشي بهت مي گه هر چي غمه

توي روياهاش بري دوست داره يه عالمه

 باور كن خيلي دوست دارم


نوشته شده توسط : رسول ساعت:?21:28تاريخ ارسال :چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386


براي عشق...

مرتبط با :


براي عشق تمنا كن ولي خار نشو.

          

                براي عشق قبول كن ولي غرورت را از دست نده .

 

  براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو.

            

              براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه.

 

  براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن .

           

            براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير .

 

    براي عشق وصال كن ولي فرار نكن .

          

             براي عشق زندگي كن ولي عاشقونه زندگي كن .

 

   براي عشق بمير ولي كسي رو نكش .

       

              براي عشق خودت باش ولي خوب باش 


نوشته شده توسط : رسول ساعت:?21:25تاريخ ارسال :چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386


... راستشو بگو هنوز تو فکرشی ؟

مرتبط با :


واسه من گل نفرست . دیگه دوستت ندارم

          نمیخوام گذشته ها رو باز به خاطر بیارم

 میدونی میون ما هر چی بود گذشت و رفت

        اون بهار آشنایی . خیلی زود گذشت و رفت

  دیگه از دوستت دارم حرفی نزن

                   آخه عشقی نیست میون تو و من

   من و تو . بنده این ما و منیم

                  اما عشق یعنی با هم یکی شدن

  از دلم میپرسم آیا تو رو میبینم دوباره

           می پیچه صدات تو گوشم که با خنده میگی آره

 خنده های تو فریب . گر یه های تو دروغ

          تو چی بودی واسه من ؟ یه چراغ بی فروغ

  دیگه از دوستت دارم حرفی نزن

          آخه عشقی نیست میون تو و من

  من و تو . بنده این ما و منیم

           اما عشق یعنی با هم یکی شدن   ...


نوشته شده توسط : رسول ساعت:?21:24تاريخ ارسال :چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386


دلم من تور می خواد ....؟

مرتبط با :


دفتر عشـــق كه بسته شـد

 

ديـدم منــم تــموم شــــــــــــــــــدم

 

خونـم حـلال ولـي بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدون

 

به پايه تو حــروم شــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم

 

اونيكه عاشـق شده بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــود

 

بد جوري تو كارتو مونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد

 

براي فاتحه بهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت

 

حالا بايد فاتحه خونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد

 

تــــموم وســـعت دلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو

 

بـه نـام تـو سنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد زدم

 

غــرور لعنتي ميگفــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت

 

بازي عشـــــقو بلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم

 

از تــــو گــــله نميكنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم

 

از دســـت قــــلبم شاكيــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم

 

چــرا گذشتـــم از خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــودم

 

چــــــــراغ ره تـاريكــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــيم

 

دوسـت ندارم چشماي مــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن

 

فردا بـه آفتاب وا بشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه

 

چه خوب ميشه تصميم تــــــــــــــــــــــــــــــــو

 

آخـر مـاجرا بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــشه

 

دسـت و دلت نلــــــــــــــــــــــــرزه

 

بزن تير خــــــــــــــــــلاص رو

 

ازاون كه عاشقــــت بود

 

بشنواين التماس رو


نوشته شده توسط : رسول ساعت:?21:21تاريخ ارسال :چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386


انتظار!!!

مرتبط با :



نوشته شده توسط : رسول ساعت:?21:19تاريخ ارسال :چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386


مگه یادم میره ...

مرتبط با :


 خاطراتم با تو .........لهجه خندیدن......حالت چشماتو....

مگه یادم میره

تو عزیزم بودی.....تو غم و تنهایی......همه چیزم بودی.... 

تو   رسیدی  وقتی گرم هق  هق    بودم

تو چرا رنجیدی من  که   عاشق    بودم

کوچه تا کوچه هنوزجای پات جا مونده

تو که نیستی  اما عطرت اینجا  مونده

بی  تو  سهم  چشمام  ابر  و  بارونه

لحظه  های بی  تو  من و می ترسونه

به یه جمله قانعم به یه حرف یا یه نگاه

نازنین قصه تو فقط منو بخواه منو بخواه


نوشته شده توسط : رسول ساعت:?21:16تاريخ ارسال :چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386


زندگی اجباری

مرتبط با :